الفيض الكاشاني

97

ترجمة الحقائق ( فارسى )

فهميدنْ تفاوت در ميان مردم پيدا مىشود « 1 » چنانچه در حديث وارد شده : آيا نمىترسد كسى كه پيش از امام سر از سجده برمىدارد اينكه خداى عزّ وجلّ سر او را سر الاغ گرداند « 2 » ! و اين تغيير « 3 » نظر به صورت هرگز نشده و نمىشود امّا نظر به معنا متحقّق شده ، چراكه حقيقت الاغ و خاصيّت او كم‌شعورى و نفهميدگى است و هركه سر از سجده پيش از امام بردارد سر او در كم شعورى و نفهميدگى سر الاغ خواهد بود . و مقصود در حديث همين است و بَس نه صورت آن كه ظرف معناست ؛ چراكه جمع كردن ميان اقتدا و پيشى بر امام جستن از نهايت بىعقلى است چو « 4 » اين دو كار نقيض يكديگرند . و اين نوع كلام برمىگردد به اينكه تعبير از معنا به صورتى كرده شود كه متضمّن آن معنا يا مثل آن معنا باشد . و از اين قبيل است آنچه در قرآن مجيد واقع شده كه : « فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ » « 5 » يعنى گفت خداى عزّ وجلّ به آسمان و زمين كه : آفريده شويد خواهى نخواهى ، پس گفتند كه : آفريده شديم در حالتى « 6 » كه فرمانبرداريم . و شكّى نيست كه تأثير كردن قدرت خداى عزّ وجلّ در آسمان و زمين و متأثّر شدن « 7 » آنها بِالطَّبع تشبيه شده به امر كسى كه فرمانِ او برده شود و اطاعت نمودن شخصى كه به رغبت فرماندارى كند . و از اين قبيل است آيهء : « إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » « 8 » يعنى كلام ما با چيزى كه ارادهء ايجاد آن نموده باشيم آن است كه بگوييم بشو ، پس بشود . و اين نوعى است از كلامهاى باطنى كه بىحرف و صدا باشد .

--> ( 1 ) . s m + و . ( 2 ) . صحيح البخاري 1 : 170 . و با اندكى اختلاف در مسند أحمد 2 : 469 . ( 3 ) . تغيير / a تغيّر . ( 4 ) . چو / a . چرا كه . ( 5 ) . فصّلت : 11 . ( 6 ) . حالتى / s a حالى . ( 7 ) . m - شدن . ( 8 ) . نحل : 40 .